سخنرانی استاد تجویدی و مایه افشاری
سخنرانی استاد علی تجویدی در مراسم بزرگداشت امیرناصر افتتاح قسمت (1)و مایه افشاری
در قسمتهایی که صدا نامفهوم است با (؟؟؟) مشخص شده است
سلام خدمت دوستان عزیزم من واقعا خودمو آماده نکرده بودم و تصور هم نمیکردم برنامه ای داشته باشم برای این که صحبتی داشته باشم ،لذا ابتدا به ساکن باید فکر کنم چی میخوام.بگم من تشکر میکنم از آقای رکنی که به پاس احترام معلم عالی قدر خویش همه ساله این جلسه رو تشکیل میدن و ما توفیق پیدا میکنیم که دوستان رو این جا ببینیم.خوب این ارزشی که برای معلمشون قائله واقعا قابل ستایشه.در جلسه ای هم که چند روز پیش در تالار رودکی بود آقای رجبی هم اونجا راجع به آقای امیرناصر افتتاح مفصلا صحبت کردند و جایی که خود خوشبختیست. و اما آنچه که من الان به نظرم رسید این دعوتنامه است که که یادم میاد که آقای بابک رکنی با من مشورت میکرد که چگونه بنویسیم من گفتم چون راجع به ضربه خواهش کردم که پشتش بنویسد
خدایا مطربان را انگبین ده / برای ضرب دستی آهنین ده
خوب ما میدونیم که الان مدتهاست این کلمه واقعا معنی خاص خودشو که در ادبیات ما سابقه طولانی داشته از دست داده ،من میگشتم دنبال این که به جای کلمه مطرب که امروز متاسفانه یک لغت یعنی یک صفت مضمومی به حساب آمده ، چی بگذاریم. کتابی چاپ شده بود به نام فرهنگ اندیشه ها و من ورق میزدم کتاب رو تعجب کردم یه مرتبه به محض این که این کتاب رو باز کردم یه واژه ای به چشمم خورد که خیلی خوشحال شدم قبلا از دوستانم پرسیده بودم که آیا ما میتونیم به جای کلمه مطرب که امروز یک صفت مضمومی هست لغت دیگه ای استخدام کنیم اونا هم هر چی فکر کردن چیزی به نظرشون نرسید ،من به محض این که این کتاب رو باز کردم دیدم این لغت آمد تنک مایه ، تنک مایگان کسانی بودند که با مسخرگی و با گفتن آنکتوت ویا حرکات خاصی که بتونه مردم رو به خودش جلب بکنه ، اینا مجلس رو گرم میکردند ، درحالی که کلمه مطرب بسیار ، یعنی واقعا لغت جامعی است و تنها به موسیقی دان هم اطلاق نمیشه
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد / نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
البته خوب اینجا راه که گفته شده ، این حافظ گفته ، دقیقا همون آهنگه ، راهه ، دستگاهه ، مقامه .اما حدودا دو سال قبل هم من راجع به این موضوع صحبت کردم ، دیگه راجع به این موضوع صحبت نمیکنم .
آنچه که امروز به نظر من میرسه به طور مختصر عرض میکنم ، برای این که برنامه خیلی فشرده است و من علاقه دارم که کارهای هنری ارائه بشه .راجع به نقده .به طور کلی ، خیلی مختصر اشاره میکنم ، با کمال تاسف دیده میشه که بعضی ها چند تا نوار جمع میکنند این ها به محض اینکه یه آرشیو براشون تهیه میکنن ، اینا شروع میکنند به اظهار نظر کردن پیرامون موسیقی و برای خودشون مهم میدونن که راجع به موسیقی اظهار نظر کنند. و چه فاجعه هایی به خاطر همین اظهار نظر ها پیش آمده در مملکت ما و حتی دیده شده که مسئو لیت کار موسیقی هم حتی مدت ها دادن به عهده همین افرادی که اظهار نظر می کردند و ما لطمه این کار رو زیاد خوردیم.به طور کلی نقد باعث پیشرفت هنره ، به شرط این که به دست نقاد صالح ، عادل سپرده بشه.نمیدونم کجا بود راجع به این موضوع عرض میکردم که پیکاسو یک دوره آبی رو گذروند ، نقاشی آبی و اون زمانی بود که با رنگ آبی کار میکرد. که اصطلاحا افرادی که به نقاشی وارد هستند میگن دوران سبک آبی . تا آمد و سبک خاص خودش رو پیدا کرد. مردم هیچ نمیفهمیدند. تا چند نفر منتقد صالح وقتی که روی کار این در یک نمایشگاهی که پیکاسو ترتیب داد ، ویک چند نفر منتقد صالح آمدند و (؟؟؟) گذاشتند روی کار پیکاسو ، مردم بدون این که دیگه هیچ حرفی داشته باشند تسلیم عقاید نظرات این منتقدان شدند ، چرا؟ برای این که میدونستند این منتقدین بیجا این حرف رو نمیزنند ، ولی امروز ما میبینیم که کار پیکاسو در کنار بزرگترین نقاشان جهان و در معروفترین موزه های دنیا به نمایش گذاشته میشه ، این به خاطر راهنمایی بود که یک منتقد صالح کرد.
من به خاطر اینکه به شما عرض میکنم چه اندازه قضاوت پیرامون هر کاری ، بلاخص کار موسیقی که یک زبان عاطفی است مشکله. مثالی میزنم ، بنده یادم میاد که در آزمون باربد سمت دبیری آزمون رو داشتم ، اعضای آزمون هم عبارت بودند از بنده و آقای دکتر مهدی برکشلی خدا رحمتش کنه ، آقای دکتر مهدی فروغ و آقای استاد علی اکبرخان شهنازی خدا رحمتشون کنه ، خوب ما میخواستیم نمره بدیم ، کسانی که اونجا آواز میخوندن ، ساز میزدن و سازهای مختلف هم میزدن ، سنتور بود ، ویولون بود ، نی بود ، کمانچه بود. ما میخواستیم نمره بدیم. ما اومده بودیم معیارهایی رو گذاشته بودیم ، صدا دهندگی ساز یه نمره داشت ، بداهه نوازی یه نمره داشت ، ریتم یه نمره داشت . عرض شود که همینجور نمرات خاصی ما برای قسمت های مختلف کار هنری این آیتمها گذاشته بودیم. یه روز هر وقت یه گروهی می اومدن امتحان میدادن ، نوبت به سنتور رسید ، خوب تکنیک هم نمره داشت ، که ما باید به تکنیک نمره بدیم که این آقا (؟؟؟) تکنیکی چه نمره ای داره . اما وقتی نوبت به سنتور رسید راجع به صدا دهندگیش خوب اونطور که اطلاع دارم نمره ای دادم ، و معدل میگرفتیم هر کدوم نمره ای میدادیم و معدل میگرفتیم ، راجع به بداهه نوازی ردیفش نمیدونم سلیقش ، ریتمش نمره میدادیم. رسیدیم به تکنیکش ، من دیدم من تکنیک سنتور نمیشناسم ، یعنی من دقیقا سنتور بلد نیستم ، البته وسعت ساز رو میشناسم میدونم وسعت این ساز چیه. چه جوریه. تا حدی مشکلاتشم میدونم. به خصوص اگر 9 خرک باشه میدونم چه مشکلاتی داره. ولی چون کار من این نیست ، من دیدم من نمیتونم نمره بدم برای تکنیک این ، این خود خواهی است ، من قلمو گذاشتم زمین رو کردم به آقای دکتر برکشلی و آقای مهدی فروغ و استاد شهنازی ، گفتم آقا من اینجا لنگم. برای این که من تکنیک سنتور نمیشناسم ، شما میدونید؟ گفت عجب حرف عادلانه ای زدید. چه کنیم باید بفرستیم دنبال یه نفر که سنتور بلد باشه، تا بیاد بزنه و معلوم بشه که تکنیک این درسته یا نه! برای اینکه ممکنه یه چیزایی بزنه به قول خیلی عامیانه (؟؟؟) باشه من اطلاعی ندارم چه نمره ای من بدم. اتفاقا قبول کردند و خیلی هم خوشحال شدند و ما فرستادیم و از یک نفر که اهلیت داشت دعوت کردیم آمد برامی ما نمره داد. حالا میبینید که چقدر سریع و راحت بعضی ها اظهار نظر میکنند. این اظهار نظرها بد آموزی میاره ، در هر رشته ای . بنده دیدم گاهی خودشون (؟؟؟) آواز خوشم نمیاد ، خب برای خودت نگه دار ممکنه ، خب ترور افکار که نیستش برای خودت نگه دار بگو خوشم نمیاد ، ولی اینکه عنوان میکنی و پشتشم می ایستی و یا احیانا مصاحبه می کنی فلان و اینا ، واقعا گناه نابخشودنی هستند. ما باید بدونیم چه باید بکنیم. به هر حال حقیقتا تشخیص سر از ناسره بسیار کار مشکلیه تا کسی رموز رو ندونه نمیتونه بفهمه .
در میان متعلقات شور ، آواز افشاری برجسته تر است و گام آنهم با شور اختلاف دارد. گام افشاری را باید از درجه هفتم گام شور آغاز کرد. شاهد افشاری درجه چهارم و ایست افشاری درجه دوم گام شور است و این سه نت یعنی درجات هفتم و دوم و چهارم شور آکورد تنیک افشاری را تشکیل میدهد. از خواص افشاری یکی اینست که درجه پنجم شور در این آواز تغییر میکند و اینرا نت متغیر گوئیم چونکه گاه بحالت اصلی است و گاه یک ربع پرده بم میشود.
از متعلقات مهم افشاری ، عراق است که در ماهور هم نواخته میشود و درین جا صورت تغییر مقام را پیدا میکند. در خاتمه افشاری بوسیله آواز رهاب (رهاوی یا راهوری ) به شور برمیگردند. نغمه مثنوی هم بسبکی خاص در افشاری نواخته میشود که مثنوی پیچ نام دارد.
افشاری آوازیست محزون و غم انگیز و دارای حالتی بسیار خوش و دلپسند میباشد.
برگ سبز ۳۱
با همکاری هنرمندان :
خالدی ، کسایی ، عبادی ، بنان
اشعار از :
عطار ، یغمای جندقی ، زهره ، عراقی
گوینده : روشنک
شاخه گل ۶۰
با همکاری هنرمندان :
گلپایگانی ، حبیب اله بدیعی ، لطف اله مجد
گلهای تازه ۱۲۰
باهمکاری هنرمندان :
نادر گلچین ، حبیب اله بدیعی ، فرامرز پایور ، محمد اسمائیلی
ارکستر وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی فرامرز پایور
تکنوازان ۱۸۲
با همکاری هنرمندان :
حبیب اله بدیعی ، فرهنگ شریف ، جهانگیر ملک
تکنوازان ۲۱۳
با همکاری هنرمندان :
اسداله ملک ، رضا ورزنده ، منصور نریمان ،جهانگیر ملک
تصنیفی در مایه افشاری با صدای مرضیه
با مطلع شعر :
در آتشم از برق نگاهی بنشاندی ننشستی / در خلوت شبهای سیاهی بنشاندی ننشستی





بچه کار آیدت ز گل طبقی